.

راه حل اقتصادی رضا طاهری نژاد    < معرفی >

ابتدا اشاره شود این راه حل با توجه به شرایط خاص و واقعیت سیاسی و اجتماعی ایران ارائه گردیده.

مقدمه 

   تقریباً اکثر اقتصادانان بر این باورند كه واقعی سازی قيمت همه كالاها و خدمات ، سپردن بازار ارز به عرضه و تقاضا و عدم پرداخت  يارانه  تنها راه حل اقتصاد ايران است  اما چگونه ممكن است  قابل دوام و پایدار باشد؟ اگر بخواهم در خصوص آثار مخرب نوسانات شديد نرخ ارز بر اقتصاد ايران ، مصائب ريال و سركشی ارزهای خارجی بگويم از زمانی كه يك تومان ايران برابر با ده پوند انگليس بود خود كتابی خواهد شد با صفحات كثير، كه هم در اين مقال نمي گنجد و هم تكرار صِرف مشکلات دردی از اقتصاد ما درمان نخواهد نمود، فقط در نظر بگيريد تاثيرنوسانات نرخ ارز در زندگی مردم تا چه ميزان بوده؟ حداقل در سالهای قبل پس از یک شوک افزایش نرخ ارز  چندسالی تا بحران بعد فاصله ای بود که تا حدودی در گذر زمان هماهنگی نسبی بین هزینه و درآمد ایجاد میشد اما در چند سال اخیر همان فاصله نیز در حال حذف شدن است و چه افراد و چه بسیار هم وطنانی که از این رهگذر به اصطلاح عامیانه به خاک سیاه می نشینند، مانند هم وطنانی که سرمایه ای نداشته و فقط متکی به دستمزد یا درآمد جاری هستند تا جایی که حتی سرپناهی برای خود و خانواده ندارند و در این آشفتگی قیمتها که یک نمونه آن افزایش اجاره بهاست آیا باید شاهد زندگی پرمشقت او بوده و بیتفاوت باشیم؟  آیا این انسانیت و عدالت است؟ و این در شرایطی است که کشور ایران از ظرفیتهای خوب ، منابع کافی ، امکانات بالقوه ، مزیتهای برتر و زیرساختهای مناسب جهت رشد اقتصادی و افزایش سطح درآمد و رفاه پایدار مردم برخوردار است. و در پاسخ به این معما شاید بی ثباتی در بازار پول و ارز تنها دلیل آن نباشد اما بی شک یکی از دلایل مهم و اصلی است.

   آن زمانها كه پول نبود، نيازهای مردم با مبادله كالا به كالا انجام می شد، زیرا هر فرد كه نمی توانست همه نیازهایش را خود تهيه كند، افرادی شكارچی ماهری بودند و اشخاصی در تهيه كالاهای ديگر مهارت داشتند ، آيا انسان به سختی روزگار می گذراند و يا آسايشی نسبی داشت؟ فقط خدا میداند. اما يک واقعیت مشخص است که انسانها هميشه در فكر تغيير و پيشرفت بودند ، هستند و خواهند بود، به تدريج بشر پی برد  اين روش دردسرهای زيادی دارد، تا اینکه كالای واسطه ای به مفهومی كه امروز به نام  پول ميشناسيم  پيدا شد، ابتدا پول از كالاهايی تشكيل شد كه متقاضی بيشتری داشت، و در هر منطقه ای كالا يا كالاهای خاص خودش باب بود، ولی خٌب برخی از اين كالاها حجم زيادی داشت و برخی مشكلات ديگر كه باعث شد كم كم پول به سمت فلزات كم ياب و گرانبها متمايل شود و سالها و سالها به همين منوال گذشت ،  تا زمانی كه پول كاغذی و فلزات كم ارزش ( با اصطلاحی به نام پشتوانه كه اين كلمه امروزه در بسياری ممالك  مبهم است) وارد معاملات مردم شد.

   پيشينه ظهور پول كاغذی برمی گردد به سالهای خیلی قبل بدين صورت كه در برخی جوامع افرادی به دلايلی مانند دشواری درجابجايی ، پولشان كه شامل فلزات قيمتی بود را نزد اشخاصی معتمد به امانت گذاشته و در مقابل دست نوشته ای می گرفتند كه گاهی اين اسناد در بازار دست به دست می شد و در نهايت هر كدام كه آن را تحويل می داد مسكوكات مشخص شده در قبض رسيد را دريافت مینمود. ابتدای انتشار اسكناس به صورت امروزی ، پشتوانه آن بر همين منوال بود و كم كم پشتوانه پول از فلزات گرانبها  به مواردی مانند تجارت ، توليد ناخالص ملی كشورها ، توريست و... که اغلب هم مبهم است تغيير يافت  ، و متاسفانه در گذر زمان فراموش شده اوایلی که اسکناس و سکه امروزی در جوامع بشری یا ایران خودمان رایج و با سکه های طلا و نقره تعویض گردید، بر اساس چه تعهدی بود که حکومت یا دولتها به مردم دادند تا اجرایی شد.

   پس از رواج  اسكناس  به تدريج اصطلاحات  ارز [1] ، خريد و فروش ارز[2]  به واژه ای  غالب در بين مردم جهان تبديل شد ، در كنار آن بين المللی شدن پول تعدادی معدود از كشورها و اختلاف ارزش واحد پولی ساير كشورها را شاهديم ، از همه مهمتر درد و رنجی كه مردم بسياری كشورها  در اثر اختلاف منفی و كاهش برابری پول خود با برخی ارزها و ايجاد بی ثباتی در اقتصادشان متحمل می شوند، دير زمانی نيست همه شاهديم كاهش ارزش پول مان در بحرانهای ارزی چگونه قدرت خريد مردم را كه در دستمزد حقوق بگيران و سود و درآمد مشاغل آزاد خلاصه ميشود  به آسانی كاهش داده و خود به گونه ای زنجيره وار سبب بيكاری و تشديد اوضاع نامساعد مالی بسياری از هم وطنان  گردید. اصولا جهت ثبات نسبی در بازار ارز، حداقل تعادلی درعرضه و تقاضا ضروریست اما بازار کاذب سوداگری و آثار روانی  چنان در بازار ارز ما رسوخ کرده ، که در برخی بحرانهای ارزی شاهد بودیم تا دو برابر نیازارزی منابع و ورود ارز داشتیم ، اما توسط این بازار بلعیده میشد و اگربا این نقدینگی افسارگسیخته همین گونه ادامه دهیم ، شاید چند برابرهم شود. این راه حل  درصورت تایید ، تصویب، و اجرای کامل ، این بازار کاذب را حذف خواهد نمود. اوایلی که نرخ ارز افزایش دارد تا مدتی باعث یک رونق کاذب میشود و همین عاملی خواهد شد برای چند سال رکود و در نتیجه تعطیلی تعدادی واحدهای تولیدی و بیکاری کارگران آن،  این راه حل ضمن ایجاد ثبات پولی در اقتصاد باعث خواهد شد اثرات مخرب ارز و تبعات آن به حداقل ممکن رسیده و یا خنثی شود و علاوه بر آن باعث کاهش سود بانکی و عرضه فراورده های نفتی به قیمت واقعی نیز میشود، که یکی از نتایج قابل پیش بینی آن مصرف بهینه فراورده های نفتی خواهد بود، نكته مهم برای تاثيرگذاری بايستی حتما تمامی این بخشها مانند ستونهای يك ساختمان هم زمان اجرا شود تا بتوان به بهترين نتيجه دست يافت، هر چند بی نقص نيست ،  اما منافع عمومی آن  به كاستی احتمالی بسيار برتری دارد.

   تمامی نخبگان اقتصادی و خصوصا توصیه اکید صندوق بین المللی پول به ایران ، يكسان سازی يا تك نرخی شدن ارز است. در تاريخ ۹۷/۵/۱۴ هنگامی كه جزئياتی از یک بسته ارزی اعلام گرديد اينجانب در همين روز طی پيام كوتاهی به رياست محترم كميسيون اقتصادی مجلس متذكر شدم: تامين كالاهای اساسی با نرخ ارز دولتی با توجه به اختلاف فاحش آن با ارز آزاد اشتباه است زيرا در آينده ای نه چندان دور معضلی بنام قاچاق خروج از كشور همين كالاهای اساسی و ارزاق مردم كه ميتواند تا دهها برابر نياز عادی هم باشد، به ساير مشكلات كشور افزوده ميشود. پس ازآن دولت تا چند برابر نياز واقعی مردم ميتواند ارز ۴۲۰۰ تومانی اختصاص دهد تا به واسطه قاچاق معکوس اين كالاها كمبودی در كشور احساس نگردد؟

   نرخ ارز باید برای همه یکسان باشد تا جامعه خودش را بر اساس آن وفق دهد و حرکت کند.  در هر بحران ارزی چند نرخی شدن ارز، تورم نوبتی[3] و مشكلات ناشی از آن را مردم و دولت تجربه نمودند، جالب است اين چرخه معيوب دوباره پس از چند سال در يك بحران جديد تكرار ميشود وآيا نبايد پايانی بر آن متصور باشد؟ به ظاهر شاید دهک‌های بالای جامعه خیلی از این جریان آسیب نبینند ، اما به يقين این شرایط در بلندمدت می‌تواند باعث شود که همه افراد و بخش‌های اقتصادی از این نوسانات آسیب ببینند و دچار ضرر شوند.

   اکنون که این معضل شوکهای ارزی به حقیقتی در اقتصاد ایران تبدیل شده اساساً چرا با افزایش نرخ ارز، نباید ارزش دسترنج مردم  هم زمان و همسان با سرمایه های مادی افزایش یابد؟ متاسفانه، خواسته یا ناخواسته، به حق یا ناحق، صحیح یا غلط،  نرخ ارز با سایر قیمتها زنجیره وار مرتبط شده، سالهای قبل به این شدت نبود اما اکنون افزایش نرخ ارز به هر قیمتی مرتبط شده،  به جز ارزش دسترنج مردم،  به این نکته دقت فرمایید قیمت طلا هم زمان با افزایش نرخ ارز، افزایش دارد که قابل دفاع است، و به تبع آن کالاهای خارجی به فوریت، همچنین سایر کالاها و خدمات به ترتیب و با مدتی بیشتر[4]   با ارز همسان سازی میگردد اما حاصل دسترنج مردم یا دستمزدها پس از چندین سال و سرعت لاکپشتی با ارز تا حدودی متناسب میشود، و ظاهرا به آسانی جا افتاده که جمع کثیری روز به روز فقیرتر شوند و در مقابل تعدادی معدود در این بلبشو از دسترنج آنها به ثروتهای افسانه ای برسند. پس آیا پسندیده تر نبود تمام موارد ذکر شده فوق هم زمان با نرخ ارز هماهنگ گردد؟

   در برخی اظهار نظرها مشاهده میشود که دولت حقوق کارمندان را با توجه به افزایش نرخ ها افزایش دهد اما مگر تنها حقوق بگیران  جامعه فقط کارمندان دولت هستند و حقوق بگیران بخش خصوصی یا درآمد آن دسته از مشاغل آزاد که قانونمند برای کسب روزی حلال میکوشند باید نادیده گرفته شود؟ بخش خصوصی هم با توجه به رکود مدتی بعد از افزایش ارز اگر بتواند همان حقوق معمول کارمند و کارگران خود را پرداخت نماید و نیرویی را اخراج نکند شاهکارنموده  و ..... ، از آن مهمتر مگردر زمانهای کوتاه تغییر تک تک قیمت کالاها و خدمات به همین سادگی است؟ خصوصا اینکه مانند این ایام هر روز نرخ ارز افزایش دارد و این راه حل دقیقا درمان این مشکل و چکیده آن به اینصورت است که پول دست مردم دو نقش دارد اولا رابطه مبادله است و ثانیا  تعیین ارزش کالا، خدمات و درآمدها را به عهده دارد در این راه حل  نقش تعیین ارزش هزینه و درآمد از پول جدا شده و به یک معیار سنجش موازی که ناشی از ارزش واقعی است داده میشود، و نقش پول فقط درهمان رابطه مبادله خلاصه خواهد شد، جهت شرح آسانتر با کمک نرم افزار پاورپوینت و توضیحات ضروری دیگر، توصیف این طرح به مدت ۱۸۰ دقیقه، آذرماه ۱۳۹۸ در یک ویدیو ضبط و در دسترس قرارگرفت، و جهت مطالعه نیز شهریور ۱۳۹۹  فایل PDF آن فراهم گردید.

   شکی نیست افزایش عرضه  ارز از روشهای گوناگونی مانند سرمایه گذاری در تولید و صادرات، حتی عامل روانی و بازار سوداگری را نیز خنثی خواهد  نمود، اکنون سوال این است آیا تا آنروز نامعلوم که چشم انداز روشنی هم ندارد باید دست روی دست گذاشته و فقط نظاره گر این وضع باشیم؟  و اگر عامل داخلی یا خارجی را هم مقصر در این اوضاع بدانیم واقعیتی است که پیش آمده و مسلم است که زهری به اقتصاد وارد شده و این راه حل به قول ضرب المثل الماس الماس را می برد به مثابه یک پادزهر، پیشنهادی است برای این معضل و به نظر می آید در شرایط فعلی چندان غیر معقول نیست، تجربه ثابت کرده اگر به دلایلی چند صباحی هم شاهد ثباتی در بازار ارز باشیم دائمی و پایدار نخواهد بود.

   وقت و زحمت زیادی صرف این طرح شده و اینکه این راه حل کارآمد تشخیص داده شود یا خیر درمرحله دوم اهمیت است و مهم این است که نسبت به مشکلات کشورم بی تفاوت نبوده و آنچه در توانم بود انجام دادم.

   جهت مشاهده توضیحات و شرح کامل راه حل لطفا اینجا کلیک کنید pdf.

[1]Currency

[2]Exchange

[3]تورم نوبتی= ابتدا افزايش نرخ ارز بلافاصله طلا و كالاهای خارجی و پس از آن ، كه معمولا تا مدتها هم طول ميكشد به نوبت افزايش قيمت ساير كالاها ، خدمات و ارزاق عمومی

[4](تورم نوبتی که باعث بسیاری سواستفاده و رانتهاست)